تبليغاتX
تارنمای روستای مرگاب

 
تبلیغات وب
همکار سایت شوید

نتایج تیم فوتسال مرگاب

فروشگاه اینترنتی شاپ یار
شارژ 500 تومانی ایرانسل رسید
بهترین مکان تبلیغات برای شما

موضوعات مرتبط: تبلیغات سایت
[ 90/11/14 ] [ 19:7 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]


با پایان یافتن لیگ دسته اول مازندران باشگاه فرهنگی ورزشی موسسه مالی و اعتباری فردوسی

 با اقتدار و برتری مطلق برابر رقبا به مقام قهرمانی دست یافت

بدین ترتیب موسسه مالی و اعتباری فردوسی در سال 91 در سوپر لیگ مازندران

حضور خواهد داشت .


با تشکر از کادر فنی و بازیکنان باشگاه فرهنگی ورزشی فردوسی

مجتبی لاکدشتی - قاسم حسین نژاد - مجتبی حبیب زاده - مهدی علی دوست -

مهدی مرائی - ناصر شیرزادی - پویا فتحی - بهمن نصیری - مهدی سعیدی -

مصطفی حبیب زاده - محمد ولی و محمد یوسفی

عادل زارع سرمربی - نوید یزدانی سرپرست




     از سمت راست نفر دوم ایستاده ، آقای ناصر شیرزادی مرگابی می باشد  


موضوعات مرتبط: ورزش مرگاب
[ 91/03/01 ] [ 16:4 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم .

اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.


I am thankful for the husband who snores all night

because that means he is healthy and alive at home asleep with me


____________


خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.

اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes

because that means she is at home not on the street


____________


خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.

I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed

____________


خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag

because it means I have enough to eat


____________


خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day

because it means I have been capable of working hard


____________


خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم. 

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning

because it means I have a home


____________


خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و

هم اتومبيلي براي سوار شدن.

I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot

because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation


____________


خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors

because it means that I can hear


____________


خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

I am thankful for the pile of laundry and ironing

because it means I have clothes to wear


____________


خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house

because it means that I am alive


____________


خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

I am thankful for being sick once in a while

because it reminds me that I am healthy most of the time


____________


خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند.

اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year

because it means I have beloved ones to buy gifts for them


____________


خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر

Thanks God Thanks God Thanks God


موضوعات مرتبط: داسـتان هـای آمـوزنده
[ 91/02/27 ] [ 14:23 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،

آوای«مادرم» است.این کلمه آکنده از عشق و امید است،

کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد

وزیبائی است.مادر همه چیز ماست

مادر آن روح جاودانی است که

لبریز از عشق و

زیبائی است




http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/05/sms-rooze-madar.jpg

موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 91/02/22 ] [ 10:49 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

بهشت زیر پای مادران است

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:

«الجنة تحت اقدام الامهات ؛ بهشت زیر پای مادران است .» 


بزرگترین واجب

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام نیز می‏فرمایند: «نیکی کردن به پدر و مادر، بزرگ‏ترین واجب است»


اهمیت  و شرافت مادر در کلام امام خمینی ره

«حقوق مادران را نمی‏توان شمرد و نمی‏توان به حق ادا کرد. یک شب مادر نسبت به فرزندش

از سال‏ها عمر پدر متعهد ارزنده‏تر است. تجسم عطوفت و رحمت در دیدگان

نورانی مادر، بارقه رحمت و عطوفت ربّ العالمین است. خداوند تبارک و تعالی قلب وجان مادران

را با نور رحمت ربوبیّت خود آمیخته، به گونه‏ای که وصف آن را کسی نمی‏تواند بکند.... اینکه

در حدیث آمده که: بهشت زیر قدم‏های مادران است، یک حقیقت است و اینکه

با این تعبیر لطیف آمده است، برای بزرگی عظمت آن و هشیاری به فرزندان است که سعادت

و جنت را در زیر قدم آنان و خاک پای مبارک آنان جست‏وجو کنید و حرمت آنان را نزدیک حرمت

حق تعالی نگه دارید و رضا و خشنودی پروردگار سبحان را در رضا و خشنودی

مادران جست‏ و جو کنید». 


عظمت مقام مادر از دیدگاه آیت الله جوادی آملی

«یک سلسه مسؤولیت‏های پرورشی به عهده مادر است که مرد از آن محروم است.

زن حداقل سی ماه یک‏سری مسؤولیت‏هایی دارد که مرد ندارد. در این سی ماه که کودک

مستقیما از مادر تغذیه می‏کند، مادر مسؤول حفظ دو نفر است؛

یکی برای خود و دیگری برای کودک.آیا این عظمت زن نیست؟ این مسؤولیتی نیست که

ذات اقدس الهی به زن داده است که به زن فرمود: مسؤولیتت در حفظ اندیشه‏ها، افکار و عقاید

بیش از مرد است. تو مسؤول دو نفری. از این رو مواظب افکار و اندیشه هایت باش؛ زیرا که

بسیاری از مسائل، از راه اندیشه به فرزند می‏رسد» 


حقوق مادر بر فرزندان

امام سجاد علیه السلام در مورد حق مادر می فرمایند: حق مادرت آن است که بدانی،

او تو را حمل کرد به گونه‏ای که هیچ کس، دیگری را چنین حمل نمی‏کند و از شیره جانش

به تو بخشید که هیچ کس به دیگری نمی‏بخشد . و با تمام وجودش از تو نگهداری کرد و برایش

مهم نبود که خودش گرسنه بماند و به تو غذا بدهد، خود تشنه باشد و به تو آب بیاشامد،

خودش برهنه باشد و به تو لباس بپوشاند، خودش در مقابل آفتاب باشد و تو را زیر

سایه نگهدارد،از خواب خود به خاطر تو چشم بپوشد . او تو را از گرمای تابستان و

سرمای زمستان حفظ کرد .[مادر همه این رنجها را تحمل کرد،] تا تو برای او باشی .

تو توانایی شکرگزاری از مادرت را نداری، مگر با یاری و توفیق خداوند متعال .»

امام سجاد علیه السلام در عمل نیز چنین بود و با مادرش خوشرفتاری کرده و حقوق وی

را کاملا مراعات می‏نمود . طبرسی می‏نویسد: هنگامی که از آن حضرت پرسیدند: تو که از

نیکوکارترین مردم نسبت‏به مادرت هستی، چرا با او سر یک سفره نمی‏نشینی؟

امام فرمود: «اخاف ان یسبق یدی الی ما سبقت عینها الیه فاکون قد عققتها ; می‏ترسم

دستم به غذایی پیشی گیرد که پیش از آن چشم مادرم به سوی آن رفته [و می‏خواهد بردارد]

و به همین مقدار نافرمانیش کرده باشم .»

آنچه از روایات برمی‏آید این است که جبران زحمات مادر و بجای آوردن حقوق او کاری است‏بس

مشکل، اما باید تا حد توان در این زمینه تلاش نمود .

در اینجا به مهمترین حقوق مادر اشاره می‏کنیم:


1- نیکی و احسان

خداوند متعال می‏فرماید: «وقضی ربک ا لاتعبدوا الا ایاه وبالوالدین احسانا اما یبلغن عندک

الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف ولاتنهرهما وقل لهما قولا کریما» ;

«و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو،

یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسیدند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و آنها را از خود

مران و بزرگوارانه با آنها سخن بگو! »


2- قدر شناسی 

خداوند متعال می فرماید«ان اشکر لی ولوالدیک‏» ; «شکر مرا بجاآور [که خالق و منعم

اصلی تو هستم] و از پدر و مادرت قدردانی کن .»

هنگامی که از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در مورد قدردانی از مادر سؤال شد،

آن حضرت فرمود: «هیهات! هیهات! که بتوانی حق مادر را ادا کنی . هر آینه اگر به اندازه ریگهای

بیابان عالج [صحرائی در عربستان] و دانه‏های باران به مادر خدمت کنی و از وی قدردانی کرده

و بنده‏وار در پیش او بایستی، این همه خدمات تو به اندازه زحمات وی در هنگامی که در رحم

او بودی و سنگینی تو را تحمل می‏کرد نخواهد بود . »


3- نگاه مهرآمیز

ابوذر می‏گوید: از رسول گرامی اسلام شنیدم که فرمود: «النظر الی علی بن ابیطالب عبادة

والنظر الی الوالدین برافة ورحمة عبادة والنظر فی الصحیفة - یعنی صحیفة القرآن - عبادة والنظر

الی الکعبة عبادة ; نگاه به علی بن ابیطالب عبادت است .

نگاه مهرآمیز به پدر و مادر عبادت است .

نگاه به صحیفه - یعنی صحیفه قرآن - عبادت است . نگاه به کعبه عبادت است .»


4- بدست آوردن رضایت پدر ومادر

اویس قرنی از معدود یاران پیامبر صلی الله علیه و آله می‏باشد که در زهد و تقوی به

درجات بلندی نائل شد هنگامی که اویس در یمن بود، شتربانی می‏کرد و مادر پیری داشت

که تحت تکفل او بود .

او با اینکه علاقه شدیدی به وجود گرامی رسول ‏الله صلی الله علیه و آله داشت،

هیچ‏گاه نتوانست پیامبر را از نزدیک زیارت کرده و به نظاره آن سیمای ملکوتی بنشیند .

در یکی از روزها که اشتیاق دیدار سرور کائنات در وجودش به شدت شعله‏ور گردید،

از مادرش اجازه خواست تا به سرزمین حجاز آمده و حضرت رسول صلی الله علیه و آله

را زیارت نماید، مادرش به او گفت: پسرم! به دیدار آن حضرت برو و هرگاه

پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه نبود، بیش از نصف روز در آنجا توقف نکن!

اویس با زحمت فراوان فاصله بین یمن و مدینه را پیمود و به شهر

پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، اما با کمال ناباوری شنید که: پیامبر صلی الله علیه و آله

در شهر مدینه حضور ندارد . چون بیش از نصف روز فرصت نداشت و به والاترین هدف خود

که فیض حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بود، نائل نشد، به مسلمانان حاضر در مدینه

اظهار داشت: سلام مرا به حضرتش برسانید و بگوئید که مردی به نام اویس از یمن

به زیارت شما آمده بود و چون از مادرش اجازه توقف بیشتری نداشت، با کمال ناراحتی

به وطن خود مراجعت نمود . بعد از مدتی، پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه بازگشت

و فرمود: «تفوح روائح الجنة من قبل قرن، واشوقاه الیک یا اویس القرنی، الا ومن لقیه

فلیقرئه منی السلام ; نسیم بهشتی از سوی منطقه قرن می‏وزد، آه! چه قدر به دیدار

تو مشتاقم، ای اویس قرنی! [ای مسلمانان!] هر کس او را دید سلام مرا به او برساند .»


5- پس از مرگ

الف- زیارت مزار مادر : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «من زار قبر والدیه او احدهما

کل جمعة فقرا عندهما یس غفر الله له بعدد کل حرف منها ; هر کس قبر پدر و مادرش یا یکی

از آنها را در هر جمعه زیارت کند و در کنار مزار آنان سوره یس بخواند، در مقابل هر حرفی که

از این سوره می‏خواند، خداوند آمرزشی نصیب او می‏فرماید .»


ب- قرائت قرآن : امام صادق علیه السلام به فرزندان صالح توصیه فرمود که: «قرائة القرآن فی

المصحف تخفف العذاب عن الوالدین ولو کانا کافرین ; قرائت قرآن از روی مصحف، از عذاب

پدر و مادر می‏کاهد، گرچه آنان کافر باشند .»


ج - انجام اعمال نیک به نیت مادر: یامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

«سید الابرار یوم القیامة رجل بر والدیه بعد موتهما ; سرآمد و سرور ابرار در روز قیامت

کسی است که بعد از مرگ پدر و مادرش برای ایشان احسان و نیکی کند .»


موضوعات مرتبط: مـذهبی
[ 91/02/21 ] [ 11:27 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛


کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند

.
.
.
.
.

حالا به انگلیسی ترجمه کن

.
.
.
.
.


Three witches watch three Swatch watches


Which witch watch which Swatch watch

موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 91/02/18 ] [ 15:28 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

پای صحبت یک معلم همیشه آشنا


محمدعلی مرگابی از دوران زندگی خود چنین می گوید:

بنده در سال 1307 ه.ش در روستای مرگاب متولد شدم. تحصیلات قرآنی را در همین روستا

و روستای همجوار فرا گرفتم. چون مرحوم پدرم کارمند راه آهن بود و محل کارش در پل سفید،

کلاس اول و دوم را در این شهر خواندم. بعد پدرم به ساری منتقل شد. در نتیجه کلاس سوم تا ششم

را در دبستان پهلوی سابق در سال 1321 به اتمام رساندم. در این موقع متاسفانه پدرم مرا از

تحصیل بازداشت و سرپرستی مادر و خواهرم را در روستا بر عهده ام گذاشت. به ناچار به روستا

بازگشته و به کار و زندگی و انجام مسئولیت واگذار شده مشغول شدم. در آن زمان در مرگاب

مدرسه وجود نداشت. با تقاضای مکرر مردم و پی گیری مداوم اینجانب بالخره در سال 1335

اداره فرهنگ آن زمان نسبت به تاسیس دبستان موافقت کرد. برای تامین معلم مرا انتخاب نمودند.

چون تنها کسی که در آن روستا گواهی نامه ششم ابتدایی را داشت بنده بودم.

بلافاصله دست بکار شدم. قسمتی از محل حسینیه قدیمی را تبدیل به کلاس نمودم

و پایه اول را دایر کردم. معلمان غیر بومی با آن شرایط سخت و محرومیت همه جانبه علاقه ای

به آمدن به روستا را نداشتند. به تدریج و به مرور زمان شرایط تغییر کرد. مدرسه جای خود را

باز کرد تا پایه ششم کلاسها دایر گردید. البته با زحمت و پشتکار زیاد، معلم های دیگری آمدند

و مدیریت مدرسه به من واگذار شد. مدرسه مرگاب مرکزیت پیدا کرد. دانش آموزان حدود 16

روستای اطراف به این مدرسه می آمدند. تا قبل از پیروزی انقلاب در همان حسینیه بچه ها

درس می خواندند. اما پس از پیروزی انقلاب و با پیگیری و اهدا زمین از طرف من که یک ملک

موروثی بود و با عنایت مسئولین آموزش و پرورش وقت ساختمان شش کلاسه آبرومندی

احداث گردید، که متاسفانه در حال حاضر به خاطر نبود دانش آموز تعطیل شده است.

از سال 1335 تا زمان بازنشستگی که 34 سال خدمت صادقانه به مردم شریف بندرج نمودم

بیش از 3000 دانش آموز فارغ التحصیل شدند. اغلب آنان به درجات عالی تحصیلی رسیده و

هر کدام زندگی خوبی پیدا کردند. به این نکته نیز باید توجه کرد که در حین کار مقدس معلمی

از عمران و آبادی محل نیز غافل نبودم و به همت اهالی محل کارهای زیادی در زمینه های فرهنگی

و عمرانی به خصوص بعد از انقلاب انجام شد. در خاتمه عرایضم نهایت تقدیر و تشکر را از مردم

خون گرم و بزرگوار مرگاب و روستاهای همجوار دارم. از خداون آرزوی توفیق آنان و مسئلت می نمایم.



www.MaRGaB.ir 


موضوعات مرتبط: شخصیـتهای علمی و فرهنگی
[ 91/02/13 ] [ 15:6 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

با نهایت تاسف و تألم ضایعه درگذشت مرحوم مغفور


حاج حسن شیرزادنیا


را به اطلاع عموم می رسانیم



این مصیبت را به خانواده محترم تسلیت عرض نموده، از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم


علوّ درجات و برای خانواده گرامی صبر و شکیبایی آرزومندیم.


مراسم تشییع جنازه آن مرحوم فردا جمعه 8 اردیبهشت 1391 ساعت 9 صبح

از مسجد صاحب الزمان (عج) کوی کارمندان ساری


موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 91/02/07 ] [ 18:58 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

نام: فاطمه بنت محمد.


پیامبر اکرم (ص) فرمود: دخترم از این جهت «فاطمه» نامیده شده که خداوند او

و دوستانش را از آتش جهنم رهایى بخشیده است.


کنیه: ام‏ابیها و ام‏النّبى (ص).


القاب: صدیقه، مبارکه، طاهره، راضیه، مرضیه، زکیّه، محدّثه و بتول.


مشهورترین لقب آن حضرت «زهرا» است.


منصب: معصوم سوم و یکى از پنج بانوى قدسى. همچنین آن حضرت، دختر معصوم،

همسر معصوم و مادر معصوم نیز هست.


تاریخ ولادت: بیستم جمادى الآخره سال پنجم بعثت.

برخى سال تولد آن حضرت را، دوم بعثت و برخى دیگر پنج سال قبل از بعثت پیامبر (ص)،

سالى که قریش، کعبه را تجدید بنا کرد، مى‏دانند. آن حضرت، آخرین دختر پیامبر اکرم (ص)

و محبوب‏ترین آنان نزد رسول خدا (ص) بود.


محل تولد: مکه معظّمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).


نسب پدرى: رسول خدا محمد مصطفى (ص) بن عبدالله بن عبد المطلب(ع).


مادر: خدیجه بنت خویلد.


مدت همسرى با امام على(ع): از سال دوم هجرى در سن نه سالگى تا سال یازدهم، به مدت نه سال.


تاریخ و علت شهادت: سوم جمادى الآخر سال 11 هجرى، 95 روز پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)

به خاطر تألمات و رنج‏هایى که پس از وفات رسول خدا(ص) و غصب خلافت امیرالمؤمنین على (ع)

متحمل شده بود و پس از چهل (یا45) روز بیمارى به شهادت رسید.


محل دفن: نامعلوم است. ممکن است مزار آن حضرت، در قبرستان بقیع یا در روضه پیامبر اکرم (ص) یا

در منزل آن حضرت (ص) و یا در مکان دیگرى باشد که بنا به وصیت آن حضرت، محل دفن ایشان از

چشم دیگران پنهان مانده است.


همسرارجمند: امیرالمؤمنین، امام علی بن ابى طالب(ع).


فرزندان: 1. امام حسن مجتبى (ع). 2. امام حسین (ع). 3. زینب کبرى (س). 4. ام‏کلثوم (س).


همچنین حضرت فاطمه (س) فرزندى را حامله بود که پیامبر اکرم (ص) وى را «محسن» نامیده بود

و پس از رحلت رسول خدا (ص) بر اثر فشارهاى روحى و قرارگرفتن حضرت فاطمه (س) بین در و

دیوار خانه، توسط مهاجمان، سقط شد.


اصحاب و یاران: 1. ام ‏هانى بنت أبى طالب. 2. أمامه بنت ابى العاص. 3. أسماء بنت عمیس.

4. ام ‏سلمه. 5. ام ‏ایمن. 6. فضّه. 7. سلمى بنت عمیس (همسر حمزه سیّدالشهداء) و …


زمامداران معاصر: 1. پیامبر اکرم، حضرت محمد (ص) (11-1ق.). 2. ابوبکربن ابى قحافه (13-11ق.).


موضوعات مرتبط: مـذهبی
[ 91/02/06 ] [ 10:5 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]


من با که گويم اين که بهارم خزان شده


ماهم به خاک تيره غربت نهان شده


بانوي بي نشان که به هرسو نشان ز اوست


رفت از برم به قامت همچون کمان شده





موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 91/02/04 ] [ 15:27 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

ملقب به شیخ بزرگ، معاصر و پسر عم مرحوم آیت الله میرزا عبدالوهاب می باشد


نحوه و محل تحصیل این عالم وارسته نیز همانند ایشان در روستای مرگاب و حوزه علمیه ساری


بوده. سپس برای تکمیل علوم دینی به نجف اشرف عزیمت نموده پس از کسب درجه اجتهاد


به وطن خویش بازگشت. در مدت عمر پر برکتشان مشغول تدریس و تعلیم و ارشاد طالبان


علم گردید. این عالم جلیل القدر نیز در اواخر عمر مجدداً به نجف مهاجرت نموده و سپس


در همان مکان مقدس رحلت و در جوار مرقد مطهر امیرالمومنین (ع) به خاک سپرده شد.


از ایشان تالیفاتی در باب فقه و اصول و فلسفه، کلام، در دست است که به کتابخانه


آیت الله العظمی مرعشی اهداء گردید. در وصف مراتب علمی و عرفانی ایشان همین بس که


ملقب به شیخ بزرگ گردید.



روح پاکش با ارواح انبیاء و اولیاء محشور و قرین باد.


موضوعات مرتبط: روحانیون و طلاب
[ 91/02/01 ] [ 10:21 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود

با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "

و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!

فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود

"هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت

پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود

"اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !

روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!!

فریاد زد

ایول!!!!

امروز درد سر مو درست کردن ندارم!



موضوعات مرتبط: داسـتان هـای آمـوزنده
[ 91/01/27 ] [ 16:35 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

به پاهای این دو نفر توجه کنید  متوجه خطای دید می شوید !

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

الان کدومشون اون یکی رو در آغوش گرفته !؟

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

مربع های تاب برداشته ! امـا هیچ خط منحنی در تصویر زیر وجود ندارد ! میتوانید با خط کش امتحان کنید !

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

تصویر بالا یک پل طویل است و یا چندین کشتی؟ !

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

پنجره بالا به سمت چپ است یا راست؟ !

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

خطوط زیر کاملا موازی همدیگر هستند !

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

به نظر شما چطور همچین چیزی ممکن است !؟ یکی بالا بیاید و دیگری پایین !؟

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

در محل تقاطع مربعهای زیر تنها دایره های سفید وجود دارند !

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید .

( یعنی کاملا زل بزنید !) پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه،

حذف می‌شود! جالب بود نه !؟

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

خودتان را بکشید هم عمرن بتوانید همچین پلکانی بسازید !!

 

مجموعه جدید از تصاویر خطای دید - www.TakPayamak.com

 

نقطه وسط خیره شوید و سرتان را جلو و عقب ببرید چرخها به حرکت در میایند !!!




منبع: تک پیامک


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 91/01/22 ] [ 15:2 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

مرگاب علیا(مرگاو)که از دوکلمه مرگ و او (اب)تشکیل شده است که نشان از کم ابی این روستا

از همان ابتدا بوده است . روستایی می باشد خوش اب وهوا وسرسبز با مردمانی سخت کوش و مومن

  که در 60کیلومتری جنوب غربی شهرستان ساری در بخش دودانگه دهستان بندرج و با قدمتی چند

صدساله  که وجود سفالهای شکسته (تله)در اطراف ان خود بیانگر صحت ان است روستای مرگاب علیا

از دو طایفه بزرگ شیرزادی وخرم وهمچنین مرگاوی تشکیل شده است که اکثر مردم ان با این شهرت

شنا خته میشوند هرچند خانوادهای دیگری مانند دهقان-علی نژاد-کاویان-شهاب الدین-عمادی کفاش-

معتمدی-کاظمی-رضوی-قدیری نیز دراین روستا زندگی می کنند که از نقاط مختلف به این روستا

مراجعت نموده اند.


این روستا دارای اب وهوای بسیار مطلوب و خنکی  سردی را در تابستان دارا می باشد که در

شبهای بارانی تابستانی استفاده از بخاریهای هیزمی را اجباری می کند و به همین خاطر تابستان

پذیرا مهمان زیاد از اهلی روستا که در شهرهای مختلف زندگی می کنند میباشد همچنین دارای

زمستانی سردی و پر برفی می باشد.


این روستا دارای ۱۹۰خانوار می باشد که ساکنان ثابت ان در زمستان در حدود ۴۰خانوار است

متاسفانه در سالهای اخیر مهاجرات مردمان این روستا به شهرسرعت گرفته بطوری هم اکنون دبستان

ان که در گذشته محل تحصیل گروه زیادی از مردم این روستا و روستاهای هم جوار بوده ودر زمانی

دارای حداقل شش معلم بود اکنون بخاطر نداشتن دانش اموزتعطیل شده است .علت مهاجرت مردمان

این روستا به شهر بخاطر عدم وجود منابع در امد زا میباشد زیرا زمین های کشاورزی ان بخاطر

شیبدار بودن و کم ابی این روستا کم بازده می باشد . تنها منبع در امد ساکنان دائم ان از طریق

دامداری و یا کارگری در شهر می باشد .


زمین های کشاورزی این روستا دارای اسامی جالبی می باشد که عبارتند از اونورنگ-لیلم- لیلم سر-

لیلم پشت-  کچپ-    سنگ سی-اسب کش لینگ په-جادپه-تپه-گر-مرگو صحرا- وقفیات-هلی رجی-

مج گاتی- لپه سر-لسه-هودسر(حوض سروسرچاه)- نبی چشمه-   شوش تک چال-سدارگذر-

پیچم چاله-ورم چال-پیتنک جار-کل پشت-مزدورم چال -دودره...که تلفظ این اسامی به گویش محلی

بسیار دلنشین می باشد  .که متاسفانه چند سالی است که بصورت بایر در امده است لذا تلاش

مسئولان را می خواهد تا با امایش سرزمین نوع محصولی که می توان در این مناطق بازدهی مناسبی

داشته باشد را انتخاب نموده ودر ان کشت کنند تا هم از مهاجرت روستائیان به شهر جلوگیری شده

و حالت معکوس پیدا کند و هم کمکی به اقتصاد روستا در نتیجه به کشور شود ولی اگر فکری به حال

روستاهایی هم چو مرگاو نشود در سالهای اینده روستا کاملا خالی از سکنه شده و صرفا یک

منطقه ییلاقی جهت تفریح گروه خاصی  می شود.


تفرجگاه اهالی مناطق زیبای جنگلی است که بخاطر بکر و دست نخورده بودنش اهالی سختی

جنگل نوردی را به منظور رسیدن به مناظر زیبا و لذت بردن ازان پذیرا می باشد مناطقی که مردم

همچون زمینهای کشاورزیشان اسامی جالبی بر رویشان کذشته اند مانند نفتک،اچو،سنگ سی،

واتاش،ریگ چشمه،هفت برار،زوم سوته،نم دار بن ، یخو شوشتک چال و...



با تشکر از دبیر محترم آقای محمد شیرزاد

www.margav.blogfa.com


موضوعات مرتبط: درباره روستای مرگاب
[ 91/01/18 ] [ 18:8 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

تصاويري از آخرين روز سال 1390



تصاويري از اولين روز سال1391 در  منطقه دودانگه




براي ديدن تصاوير در سايز اصلي آنها را ذخيره نماييد


موضوعات مرتبط: عکس مرگـاب
[ 91/01/07 ] [ 10:32 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
لحظات را قدر بدانیم

سالها، چه خوب، چه بد می گذرند

یک سال دیگر هم با تمام خوبی و سختی ها به فراموشی سپرده می شود .

سال جدید از راه می رسد .

هر چند شاید سالها فراموش شوند، ولی یادها فراموش نمی شود .

در کنار ما بودند کسانی که امسال دیگر نیستند . نه امسال نباشند بلکه دیگر هرگز نیستند .

و ما در حسرت لحظه ای دیدنشان مانده ایم.

حال که در آستانه کوچ زمستان هستیم و قرار است زمین بار دیگر یکرنگی پهن کند چرا ما یکرنگ نباشیم.

بیاییم خانه دلمان را هم خانه تکانی کنیم و لحظه تحویل سال از خدا بخواهیم ما را نیز متحول سازد و

تا قدر لحظات را بیشتر بدانیم و یکدیگر را دوست بداریم .


که شاید فردائی برای دوست داشتن نباشد .

 

سال نو با دیدِ نو به زندگی و فرصتی دوباره برای بهتر زیستن بر شما و خانواده تان خجسته باد.



فاطمه امیری فر

سرپرست روزنامه عصر اقتصاد در استان مازندران

موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 90/12/27 ] [ 16:18 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب)

برگزار می‌شود.


در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که

نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است.


 مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته

شده است.


واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که

به معنی سرخ است ساخته شده‌است.


 آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولا در

بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود


و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک

تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.


 به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما

را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد.


چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.


امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن‌ها زیاد است، آتش‌بازی

و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.


در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.



موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 90/12/23 ] [ 15:27 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

با عرض سلام خدمت کاربران گرامی مخصوصاً مرگابیهای عزیز

 

 

احتراماً به استحضار میرساند، جمعی از جوانان محل سعی دارند


با همفکری و همکاری سایتی پویا و جامع برای محل ایجاد نمایند.

 

 

 به همین جهت از شما دوستان عزیز تقاضا داریم با نظرات و پیشنهادهای خود ما را در این امر یاری فرمایید.

 

 

شما سروران گرامی موضوعات مورد نظر خود را در نظرات این پست و یا ایمیل m.kazemi@live.com  ارائه نمایید

 

 

ضمناً عزیزانی که تمایل به همکاری دارند میتوانند حضور خود را از طرق زیر به اطلاع به رسانند

 

 

محمود کاظمی

 

09391643696

 

 

رایانامه

 

m.kazemi@live.com

 

 

 

و یا از طریق نظرات همین پست



********


از تمام مرگابی های عزیز برای نویسندگی

در این سایت دعوت به عمل می آید.

 دوستانی كه مایل به همكاری می باشند مشخصات و شماره

تماس خود را در قسمت  نظرات همین پست قرار دهند.

يا با شماره  ذيل تماس حاصل نمايند

3696 164 0939

با تشكر



موضوعات مرتبط: کامپــیـوتر، متفرقه
[ 90/12/16 ] [ 21:17 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

درآمدهای میلیونی از قبل مداحی،بسیاری از مداحان را بعد از اینکه در بهترین نقطه شهر خانه دار کرده 

و لوکس ترین ماشین ها را برای شان به ارمغان آورده و چندین بار به حج و عتبات عالیات مشرف کرده

( که خدا قبول کند بی خیال حق الناس) چنان متوقع بارشان آورده که آرزوهای بسیار بزرگ

در سر می پرورانند و در هر جا خود را محق و برتر می پندارند!

(يادداشتي از ربابه حسين پور،خبرنگار-ساري)

 این روزها حال و هوای دل مان عجیب بارانی است! با فرا رسیدن عاشورای حسینی،

حزن و ماتم در قلب های همه ما تجدید می شود.

 در این ایام هر کس سعی دارد به نوعی ارادت خود را به سرور و سالار شهیدان ابراز کند،

یکی با حضور در دسته های عزاداری و سینه و زنجیر زنی،یکی با پخش نذور،

یکی سقایی و دادن آب به عزاداران حسینی و یکی هم با روضه خوانی و مداحی.

چیزی که بیشتر از همه در انتقال فلسفه قیام عاشورا و تجمع مردمی تاثیر دارد

مداحی و روضه خوانی است. مداحي و روضه خواني هنري اسلامي و مقدس به شمار می رود

كه از جايگاه ويژه اي برخوردار است،ولي گاه شعر مداحي ها تا مرز كفر هم پيش مي رود،

مانند: « ما سگ در خانه زینبیم» «می پرستمت ابوالفضل»

« مست مستم من هر چه بادا باد علي پرستم من»

«همچو مادرت زهرا، مادرت از همه خوشگلتر است»، «رقاصم و رقاصم عاشق عباسم»

«لا اله الا فاطمه، لا اله الا زينب» «آنان که علی خدایشان است کفرش به کنار عجب خدایی دارند».....

در اين مجال بر آن نيستيم راجع به روحانیاني سخن بگوييم که هنور نتوانسته اند جوانان را

پای منبر ها بنشانند،قصد داريم از برخی مداحان بگوييم که دکان باز کرده و مداحی برای شان

دیگر یک عشق مقدس نیست، یک حرفه پردرآمد است و از این راه چه کاسبی ها که نمی کنند!

درک واقعیت دردناک جامعه مداحان کشور، انسان را می آزارد! برخی از مداحان با استفاده از

آلات موسیقی پاپ و ریتم های نامتعارف که هیچ سنخیتی با فرهنگ عاشورایی ندارد و

ایجاد شور کاذب و جمع کردن مرید دور و برشان سعی می کنند بر جمعیت دسته خود اضافه

و برای خود اسم و رسمی به پا کنند!

برخی از آنان گویی دفاتر تجارت مداحی باز کرده و با ابراز نهایت معرفت خود به ائمه،

به صادرات صدای حنجره خود می اندیشند!

درآمدهای میلیونی از قبل مداحی ائمه بسیاری از آنها را بعد از اینکه در بهترین نقطه شهر

خانه دار کرده و لوکس ترین ماشین ها را برای شان به ارمغان آورده و چندین بار به حج و عتبات عالیات

مشرف کرده ( که خدا قبول کند بی خیال حق الناس) چنان متوقع بارشان آورده که آرزوهای بسیار بزرگ

در سر می پرورانند و در هر جا خود را محق و برتر می پندارند!

جای تعجب است که چگونه یک مسلمان شیعه علی و دوستدار خاندان پاکش که همه چیزش حتی

حنجره و صدای رسا و زیبایش در گرو لطف خداوند و ائمه به آنها هدیه شده ، برای چند شب مداحی

سرورش، این گونه بی چشم و رو می شود و طلب پول های هنگفت می کند!

 از این بدتر شیوه مجلس گرم کنی چنین مدعیان دروغین دوستی امام حسین(ع) است که

مجالسی با این قداست را به ریا و تزویر آلوده می کنند!

دوستی به طعنه می گفت: پول هايی که مداحان طلب می کنند فقط خرجی خودشان که نیست،

به دور و بری ها هم باید بدهند! پرسیدم: دور و بری ها یعنی چه کسانی؟! گفت: مریدان شان!

یا همان مجلس گرم کن هايی که هنگام مداحی با شور و هیجان خاصی بر سر و سینه و پای خود

می زنند و با حالت گریه عربده می کشند تا جمعیت را به گریه وادارند و مجلس را گرم کنند ،

اما خدا گواه است، خودم شاهد بودم که از چشم آنها حتی یک قطره اشک هم نمی آید!

و این یعنی سردرگمی جوانان که به عشق و شور حسینی وارد دسته ها می شوند اما دریغ از

جویی معرفت در برخی از مداحی ها که جوانان را با شیوه درست عزاداری آشنا کنند.

جوانی که تعارض می بیند و در خلوص مداحانی که جزء خواص هستند و الگو محسوب می شوند،

شک می کند، نمی تواند به باور درست برسد، در ایمانش خدشه وارد می شود و این خیانتی بزرگ است!

 البته برخی از ما نیز در دامن زدن به این آتش خانمان سوز بی تقصیر نیستیم،وقتی به جای رفتن

به سوی دسته های عزادار واقعی به سمت دسته هایی می رویم که اکوی قوی تر، میکروفن امروزی تر،

تبليغات و سروصداي بيشتر و وسایل و امکانات بهتر دارند ناخودآگاه از مسیر اصلی منحرف می شویم!

چندی پیش یکی از آشنایان را دیدم که از یک هفته مانده به محرم در تب و تاب خریدن اکوی قوی

با مارک معروف و امکانات دیگری برای یکی از دسته ها بود. با تعجب پرسیدم شما که دارید؟

با دلخوری گفت:فلان دسته اکوی قوی تری دارد و جوانان به آن دسته ملحق می شوند!

پارسال دسته ما خلوت بود و فقط پیر مردها بودند! گفتم: چرا دسته ها یکی نمی شوند؟

می گفت:هر محله برای خودش یک دسته دارد و نمی شود دسته ها یکی شوند!

خدای من! عمق فاجعه تا به کجاست؟!حتی در عزاداری هم ریا و تزویر و به رخ کشیدن؟!

چرا یادمان رفته فلسفه عاشورا و قیام امام حسین( ع) و شهادت 72 گلگون کفن دشت کربلا چیست؟

ما حتی در عزاداری کسی که مولای همه ماست و همه ما را به اتحاد و برادری ،

امر به معروف و نهی از منکر می خواند به جای در کنار هم بودن، مقابل هم قرار گرفته ایم

و چشم و هم چشمی و فخر فروشی داریم!

بسیار از قافله عقب افتاده ایم.ما مسلمانیم،مسلمان یعنی درد همدیگر داشتن،کنار هم بودن،

انسانیت داشتن، وای که کمتر مسلمانی داریم و مسلمانی می کنیم!

 اکنون هنگامه آن است کمی به خود آییم ، بر دلسوزان فرهنگ ناب شیعی واجب است وارد عمل شده

و بیماری‌هایی که پیکره مداحی و عزاداری ها را دچار آسیب و رنج جدی کرده جراحی کنند

و در این میان رسالت متولیان فرهنگ کشور همچون سازمان تبلیغات اسلامی ،

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رسانه ها بيشتر است


منبع: مازندنومه


موضوعات مرتبط: مـذهبی
[ 90/12/15 ] [ 10:51 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

از گذشته تا هنوز با بوی عطر یار.......در انديشه عزتي دوباره براي ساري




انتخاب مهندس محمد دامادی

به عنوان نفر اول در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی

با کسب حدود ۹۲ هزار رای و راهیابی ایشان به بهارستان را

به تمامی دودانگه ای های گرامی تبریک و تهنیت عرض می نماییم




موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 90/12/13 ] [ 12:30 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
.: Weblog Themes By Mahmoud Kazemi :.
درباره مرگاب

بر اساس یادداشت علّامه دهخدا در فرهنگ دهخدا چنین می خوانیم:

واژه مرگاب به معنی اولین بارانی است که به کشت دیم می بارد. مرگاب دهی است از دهستان بندِرَج، بخش دودانگه شهرستان ساری واقع در 10هزار گزی شمال شرقی کهنه ده – تلارم به پل سفید در منطقه کوهستانی با 900 تن سکنه، آب آن از چشمه و محصولاتش برنج و غلات، شغل مردم آن زراعت و دام داری است. این آبادی از دو محله بالا و پایین تشکیل شده است که با هم حدود یک هزار متر فاصله دارند.

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

دوستان عزیزی که تمایل به نویسندگی در این سایت را دارند با شماره ذیل تماس حاصل نمایند

3696 164 0939 محمود کاظمی

دوستان عزیزی که تمایل به ارسال عکس و مطلب دارند با شماره بالا تماس حاصل نمایند

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
آمار وب
نظرسنجی وب
موسیقی وب