تبليغاتX
تارنمای روستای مرگاب

 
تبلیغات وب
لحظات را قدر بدانیم

سالها، چه خوب، چه بد می گذرند

یک سال دیگر هم با تمام خوبی و سختی ها به فراموشی سپرده می شود .

سال جدید از راه می رسد .

هر چند شاید سالها فراموش شوند، ولی یادها فراموش نمی شود .

در کنار ما بودند کسانی که امسال دیگر نیستند . نه امسال نباشند بلکه دیگر هرگز نیستند .

و ما در حسرت لحظه ای دیدنشان مانده ایم.

حال که در آستانه کوچ زمستان هستیم و قرار است زمین بار دیگر یکرنگی پهن کند چرا ما یکرنگ نباشیم.

بیاییم خانه دلمان را هم خانه تکانی کنیم و لحظه تحویل سال از خدا بخواهیم ما را نیز متحول سازد و

تا قدر لحظات را بیشتر بدانیم و یکدیگر را دوست بداریم .


که شاید فردائی برای دوست داشتن نباشد .

 

سال نو با دیدِ نو به زندگی و فرصتی دوباره برای بهتر زیستن بر شما و خانواده تان خجسته باد.



فاطمه امیری فر

سرپرست روزنامه عصر اقتصاد در استان مازندران

موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 90/12/27 ] [ 16:18 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]


حافظ :

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی         از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن         که قارون را غلطها داد سودای زراندوزی

ز جام گل دگر بلبل چنان مست می‌لعلست         که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی         به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزیژ



فرا رسيدن عيد نوروز بر شما مبارك
 

موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 90/12/26 ] [ 22:34 ] [ آرمین شیرزاد ]
چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب)

برگزار می‌شود.


در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که

نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است.


 مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته

شده است.


واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که

به معنی سرخ است ساخته شده‌است.


 آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود که این آتش معمولا در

بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود


و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک

تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.


 به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما

را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد.


چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.


امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن‌ها زیاد است، آتش‌بازی

و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.


در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.



موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 90/12/23 ] [ 15:27 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]



اجرای سنگ نما-اداره جات-مغازه و..

توسط کادری مجرب و با چندین سال سابقه فعالیت


شماره های تماس:


هادی شیرزاد

09119513269


محمد شیرزاد

09362054740


موضوعات مرتبط: تبلیغات سایت
[ 90/12/22 ] [ 13:36 ] [ آرمین شیرزاد ]



موضوعات مرتبط: عکس مرگـاب
ادامه مطلب
[ 90/12/20 ] [ 16:42 ] [ آرمین شیرزاد ]

یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را

به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان

را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از

این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...


یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که

گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.


آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس،

هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را

به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت

مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!


پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها

و قوی ترین سگ ها را ...


چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد.

اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد "آی گرگ، آی گرگ"

چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است.

ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است

و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!


مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند:

آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد.

چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که

فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.


بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این

وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به

یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان

"چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید

گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری

او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.


اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است

کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود

و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه ""گوسفندان""، ""چماق"" و ""سگ های نگهبان""

خود را به یک نفر نسپاریم**.



موضوعات مرتبط: داسـتان هـای آمـوزنده
[ 90/12/18 ] [ 18:50 ] [ آرمین شیرزاد ]

با عرض سلام خدمت کاربران گرامی مخصوصاً مرگابیهای عزیز

 

 

احتراماً به استحضار میرساند، جمعی از جوانان محل سعی دارند


با همفکری و همکاری سایتی پویا و جامع برای محل ایجاد نمایند.

 

 

 به همین جهت از شما دوستان عزیز تقاضا داریم با نظرات و پیشنهادهای خود ما را در این امر یاری فرمایید.

 

 

شما سروران گرامی موضوعات مورد نظر خود را در نظرات این پست و یا ایمیل m.kazemi@live.com  ارائه نمایید

 

 

ضمناً عزیزانی که تمایل به همکاری دارند میتوانند حضور خود را از طرق زیر به اطلاع به رسانند

 

 

محمود کاظمی

 

09391643696

 

 

رایانامه

 

m.kazemi@live.com

 

 

 

و یا از طریق نظرات همین پست



********


از تمام مرگابی های عزیز برای نویسندگی

در این سایت دعوت به عمل می آید.

 دوستانی كه مایل به همكاری می باشند مشخصات و شماره

تماس خود را در قسمت  نظرات همین پست قرار دهند.

يا با شماره  ذيل تماس حاصل نمايند

3696 164 0939

با تشكر



موضوعات مرتبط: کامپــیـوتر، متفرقه
[ 90/12/16 ] [ 21:17 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

درآمدهای میلیونی از قبل مداحی،بسیاری از مداحان را بعد از اینکه در بهترین نقطه شهر خانه دار کرده 

و لوکس ترین ماشین ها را برای شان به ارمغان آورده و چندین بار به حج و عتبات عالیات مشرف کرده

( که خدا قبول کند بی خیال حق الناس) چنان متوقع بارشان آورده که آرزوهای بسیار بزرگ

در سر می پرورانند و در هر جا خود را محق و برتر می پندارند!

(يادداشتي از ربابه حسين پور،خبرنگار-ساري)

 این روزها حال و هوای دل مان عجیب بارانی است! با فرا رسیدن عاشورای حسینی،

حزن و ماتم در قلب های همه ما تجدید می شود.

 در این ایام هر کس سعی دارد به نوعی ارادت خود را به سرور و سالار شهیدان ابراز کند،

یکی با حضور در دسته های عزاداری و سینه و زنجیر زنی،یکی با پخش نذور،

یکی سقایی و دادن آب به عزاداران حسینی و یکی هم با روضه خوانی و مداحی.

چیزی که بیشتر از همه در انتقال فلسفه قیام عاشورا و تجمع مردمی تاثیر دارد

مداحی و روضه خوانی است. مداحي و روضه خواني هنري اسلامي و مقدس به شمار می رود

كه از جايگاه ويژه اي برخوردار است،ولي گاه شعر مداحي ها تا مرز كفر هم پيش مي رود،

مانند: « ما سگ در خانه زینبیم» «می پرستمت ابوالفضل»

« مست مستم من هر چه بادا باد علي پرستم من»

«همچو مادرت زهرا، مادرت از همه خوشگلتر است»، «رقاصم و رقاصم عاشق عباسم»

«لا اله الا فاطمه، لا اله الا زينب» «آنان که علی خدایشان است کفرش به کنار عجب خدایی دارند».....

در اين مجال بر آن نيستيم راجع به روحانیاني سخن بگوييم که هنور نتوانسته اند جوانان را

پای منبر ها بنشانند،قصد داريم از برخی مداحان بگوييم که دکان باز کرده و مداحی برای شان

دیگر یک عشق مقدس نیست، یک حرفه پردرآمد است و از این راه چه کاسبی ها که نمی کنند!

درک واقعیت دردناک جامعه مداحان کشور، انسان را می آزارد! برخی از مداحان با استفاده از

آلات موسیقی پاپ و ریتم های نامتعارف که هیچ سنخیتی با فرهنگ عاشورایی ندارد و

ایجاد شور کاذب و جمع کردن مرید دور و برشان سعی می کنند بر جمعیت دسته خود اضافه

و برای خود اسم و رسمی به پا کنند!

برخی از آنان گویی دفاتر تجارت مداحی باز کرده و با ابراز نهایت معرفت خود به ائمه،

به صادرات صدای حنجره خود می اندیشند!

درآمدهای میلیونی از قبل مداحی ائمه بسیاری از آنها را بعد از اینکه در بهترین نقطه شهر

خانه دار کرده و لوکس ترین ماشین ها را برای شان به ارمغان آورده و چندین بار به حج و عتبات عالیات

مشرف کرده ( که خدا قبول کند بی خیال حق الناس) چنان متوقع بارشان آورده که آرزوهای بسیار بزرگ

در سر می پرورانند و در هر جا خود را محق و برتر می پندارند!

جای تعجب است که چگونه یک مسلمان شیعه علی و دوستدار خاندان پاکش که همه چیزش حتی

حنجره و صدای رسا و زیبایش در گرو لطف خداوند و ائمه به آنها هدیه شده ، برای چند شب مداحی

سرورش، این گونه بی چشم و رو می شود و طلب پول های هنگفت می کند!

 از این بدتر شیوه مجلس گرم کنی چنین مدعیان دروغین دوستی امام حسین(ع) است که

مجالسی با این قداست را به ریا و تزویر آلوده می کنند!

دوستی به طعنه می گفت: پول هايی که مداحان طلب می کنند فقط خرجی خودشان که نیست،

به دور و بری ها هم باید بدهند! پرسیدم: دور و بری ها یعنی چه کسانی؟! گفت: مریدان شان!

یا همان مجلس گرم کن هايی که هنگام مداحی با شور و هیجان خاصی بر سر و سینه و پای خود

می زنند و با حالت گریه عربده می کشند تا جمعیت را به گریه وادارند و مجلس را گرم کنند ،

اما خدا گواه است، خودم شاهد بودم که از چشم آنها حتی یک قطره اشک هم نمی آید!

و این یعنی سردرگمی جوانان که به عشق و شور حسینی وارد دسته ها می شوند اما دریغ از

جویی معرفت در برخی از مداحی ها که جوانان را با شیوه درست عزاداری آشنا کنند.

جوانی که تعارض می بیند و در خلوص مداحانی که جزء خواص هستند و الگو محسوب می شوند،

شک می کند، نمی تواند به باور درست برسد، در ایمانش خدشه وارد می شود و این خیانتی بزرگ است!

 البته برخی از ما نیز در دامن زدن به این آتش خانمان سوز بی تقصیر نیستیم،وقتی به جای رفتن

به سوی دسته های عزادار واقعی به سمت دسته هایی می رویم که اکوی قوی تر، میکروفن امروزی تر،

تبليغات و سروصداي بيشتر و وسایل و امکانات بهتر دارند ناخودآگاه از مسیر اصلی منحرف می شویم!

چندی پیش یکی از آشنایان را دیدم که از یک هفته مانده به محرم در تب و تاب خریدن اکوی قوی

با مارک معروف و امکانات دیگری برای یکی از دسته ها بود. با تعجب پرسیدم شما که دارید؟

با دلخوری گفت:فلان دسته اکوی قوی تری دارد و جوانان به آن دسته ملحق می شوند!

پارسال دسته ما خلوت بود و فقط پیر مردها بودند! گفتم: چرا دسته ها یکی نمی شوند؟

می گفت:هر محله برای خودش یک دسته دارد و نمی شود دسته ها یکی شوند!

خدای من! عمق فاجعه تا به کجاست؟!حتی در عزاداری هم ریا و تزویر و به رخ کشیدن؟!

چرا یادمان رفته فلسفه عاشورا و قیام امام حسین( ع) و شهادت 72 گلگون کفن دشت کربلا چیست؟

ما حتی در عزاداری کسی که مولای همه ماست و همه ما را به اتحاد و برادری ،

امر به معروف و نهی از منکر می خواند به جای در کنار هم بودن، مقابل هم قرار گرفته ایم

و چشم و هم چشمی و فخر فروشی داریم!

بسیار از قافله عقب افتاده ایم.ما مسلمانیم،مسلمان یعنی درد همدیگر داشتن،کنار هم بودن،

انسانیت داشتن، وای که کمتر مسلمانی داریم و مسلمانی می کنیم!

 اکنون هنگامه آن است کمی به خود آییم ، بر دلسوزان فرهنگ ناب شیعی واجب است وارد عمل شده

و بیماری‌هایی که پیکره مداحی و عزاداری ها را دچار آسیب و رنج جدی کرده جراحی کنند

و در این میان رسالت متولیان فرهنگ کشور همچون سازمان تبلیغات اسلامی ،

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رسانه ها بيشتر است


منبع: مازندنومه


موضوعات مرتبط: مـذهبی
[ 90/12/15 ] [ 10:51 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

از گذشته تا هنوز با بوی عطر یار.......در انديشه عزتي دوباره براي ساري




انتخاب مهندس محمد دامادی

به عنوان نفر اول در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی

با کسب حدود ۹۲ هزار رای و راهیابی ایشان به بهارستان را

به تمامی دودانگه ای های گرامی تبریک و تهنیت عرض می نماییم




موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 90/12/13 ] [ 12:30 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

اصغر فرهادی پس از دریافت جایزه، دقایقی را برای حضار سخنرانی کرد. او سخنرانی‌اش را با

«سلام به مردم سرزمینم» آغاز کرد. وی گفت: در زمانه‌ای که همه سیاستمداران با نام کشورشان

از جنگ سخن می‌گویند، ایران با نام «فرهنگ غنی و تمدن درخشان خود» با همه دنیا سخن می‌گوید.



فیلم «جدایی نادر از سیمین»، ساخته اصغر فرهادی، عنوان بهترین فیلم خارجی جایزه اسکار را از آن

خود کرد تا افتخاری بزرگ نصیب سینمای ایران شود.

به گزارش «تابناک»، اصغر فرهادی لحظاتی پیش، جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار را از

«ساندرا بولاک» دریافت کرد. این برای دومین بار بود که فیلمی از ایران به مرحله نهایی کسب

جایزه اسکار رقابت می‌کرد، ولی نخستین فیلمی است که این جایزه را دریافت می‌کند.

اصغر فرهادی پس از دریافت جایزه دقایقی را برای حضار سخنرانی کرد. او سخنرانی‌اش را با

«سلام به مردم سرزمینم» آغاز کرد.

وی همچنین گفت: در این لحظه، بسیاری از ایرانیان در سراسر دنیا ما را می‌بینند و من گمان می‌کنم

همه آنان خوشحال هستند.

فرهادی همچنین گفت: در زمانه ای که همه سیاستمداران با نام کشورشان از جنگ سخن می‌گویند،

ایران با نام فرهنگ غنی و تمدن درخشان خود با همه دنیا سخن می‌گوید.

اصغر فرهادی، سخنانش را این گونه به پایان برد که با افتخار تمام، این جایزه را به مردم کشورم

تقدیم می‌کنم که به رغم وجود دشمنی‌ها، به همه فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام می‌‌گذارند.

لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، علی‌اصغر شهبازی، 

بابک کریمی، شیرین یزدان‌بخش، کیمیا حسینی و مریلا زارعی در «جدایی نادر از سیمین» بازی می‌کنند.

افزون بر این، «جدایی نادر از سیمین» برای بخش فیلم‌نامه غیر اقتباسی هم نامزد دریافت جایزه بود که

اسکار در این بخش به فیلم نامه فیلم «نیمه شب» در پاریس وودی آلن رسید.

«کله‌شق»، ساخته میشائیل آر. روسکام از بلژیک؛ «پانویس» ساخته جوزف سدار از رژیم صهیونیست؛

«در تاریکی» ساخته آنی‌یژکا هولاند از لهستان و «آقای لازار» ساخته فیلیپ فالاردو از کانادا،

دیگر نامزدهای جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌ زبان بودند.


موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 90/12/08 ] [ 18:26 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

در سنه 1337 متولد گردید و پس از طی دوره دبستان با راهنمایی مرحوم والد خود به تحصیل

علوم قدیمه روی آورد و در حوزه علمیه ساری مقدمات و سطح را به پایان رساند، آنگاه برای تکمیل

معلومات خود راهی قم گردید و مدت پنج سال به کسب علوم مختلف اسلامی پرداخت.

نامبرده اکنون در ساری اقامت داشته و در کسوت روحانی و معلمی مشغول به تدریس،

وعظ و خطابه می باشد.


از سروده های ایشان:


نظری کن دل غم زدگان شاد شود       *     گذری کن که جهانی زغم آزاد شود


رفتی و قلب محبّان ز جفا ویران شد    *     تو بیا تا ز قدومت همه آباد شود


مهدی آل محمد به تو سوگند دهم      *     نظر لطف تو مولا به شیرزاد شود

 


موضوعات مرتبط: روحانیون و طلاب
[ 90/12/05 ] [ 9:53 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

بیف استراگانوفه خالته، بخوری پاته نخوری پاته!

*

آب در “آب سرد کن” و ما تشنه لبان می گردیم!

*

 پرادو سواری دولا دولا نمیشه!

*

نابرده رنج گنج میسر نمی شود — مزد آن گرفت جان برادر که کلاه برداری کرد

*

 “کافی میت” نخورده و دهن سوخته!

*

اسکانیا(scania) بیار باقالی بار کن!

*

 گر صبر کنی ز قوره، لوپ لوپ سازی!

*

پاتو از پارکتت درازتر نکن!

*

 هری پاتر آخرش خوشه!

*

قربون بند کیفتم، تا کارت سوخت داری رفیقتم

*

 ندیدیم اورانیم ولی دیدیم دست مردم!

*

ادکلن آن است که خود ببوید — نه آنکه فروشنده بگوید

*

 ماکرو ویو به ماکرو ویو می گه روت سیاه!

*

بزک نمیر بهار میاد آناناس با خیار درختی میاد!

*

 سرش بوی پیتزای سبزیجات میده!!!

*

آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب!


                                


برگرفته از وبلاگ خنده بازار 


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 90/12/03 ] [ 20:0 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

سلام به تمامی کاربران گرامی


پس از گذشت 10 ماه از شروع نظرسنجی سایت اکنون تصمیم به تعویض سوال نموده ایم.

از شما سروران گرامی تقاضا داریم با شرکت در این نظرسنجی ما را در بهتر ساختن سایت یاری نمایید.


سوال نظرسنجی قبلی:

آیا شما مرگابی هستید؟

شروع: 10 اردیبهشت 1390

پایان: 2 اسفند 1390

کل آرا: 164 رای

بلی: 109 رای حدود 65 درصد

خیر: 55 رای حدود 35 درصد


سوال نظرسنجی جدید:

کیفیت سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟



پیشاپیش از همکاری شما سپاسگزاریم


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 90/12/02 ] [ 22:28 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

******** هوالشّهيد ***********



به فضل پروردگار متعال ، مردم شهيد پرور " روستاي كرسب دودانگۀ ساري " 


اين افتخار را ، پيدا كردند كه ؛ ميزبان برگزاري هفدهمين يادوارۀ 148 شهيد غيور منطقۀ دودانگۀ ساري 


درتابستان سال 1391 باشند .


ازخداوند شهيدان و حضرات معصومين (ع) ، اين حجّتهاي الهي كه راهنمايان شهيدانمان 


در رسيدن به معنا و سرّ واقعي " لا اله الا الله " بودند مسئلت داريم كه ما را ؛ 


شرمندۀ آن دلاورمردان و علي جويان نفرمايد.


و لذا از عموم امّت شهيد پرور كشورمان ، بخصوص مردم عزيز دودانگه و ساري ، 


تقاضامنديم كه با اراء پيشنهاداتشان ما را در برگزاري هرچه باشكوه تر اين مراسم عظيم معنوي و ديني ، 


و نكوداشت ياد عاشقان حسين ابن علي (ع) سربلند گردانند. 


آدرس اينترنتي ستاد يادوارۀ شهدا

http://korasb.blogfa.com


ياعلي

ستاد يادوارۀ شهداي روستاي كرسب


موضوعات مرتبط: جانبازان-ایثارگران-شهدا، تبلیغات سایت
[ 90/12/01 ] [ 20:3 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
.: Weblog Themes By Mahmoud Kazemi :.
درباره مرگاب

بر اساس یادداشت علّامه دهخدا در فرهنگ دهخدا چنین می خوانیم:

واژه مرگاب به معنی اولین بارانی است که به کشت دیم می بارد. مرگاب دهی است از دهستان بندِرَج، بخش دودانگه شهرستان ساری واقع در 10هزار گزی شمال شرقی کهنه ده – تلارم به پل سفید در منطقه کوهستانی با 900 تن سکنه، آب آن از چشمه و محصولاتش برنج و غلات، شغل مردم آن زراعت و دام داری است. این آبادی از دو محله بالا و پایین تشکیل شده است که با هم حدود یک هزار متر فاصله دارند.

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

دوستان عزیزی که تمایل به نویسندگی در این سایت را دارند با شماره ذیل تماس حاصل نمایند

3696 164 0939 محمود کاظمی

دوستان عزیزی که تمایل به ارسال عکس و مطلب دارند با شماره بالا تماس حاصل نمایند

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
آمار وب
نظرسنجی وب
موسیقی وب